شیخ صدوق روایت دیگری را همان جا از امام باقر (ع) نقل کرده که حضرت می‌فرماید: «ما عرب هستیم و شیعیان ما از ما هستند و سایر مردم پست هستند.» [22] در بحارالانوار نیز روایت دیگری از امام صادق (ع) آمده است: «ما عرب هستیم و شیعیان ما از ایرانیان اند و سایر مردم پست هستند.» [23]. البته این احتمال که این اسم نام نویسنده باشد را هم نباید از نظر دور داشت و باید منتظر یک تحقیق جامع دربارۀ این نسخه بود. طبیعی است که این قبیل آثار با توجه به زمان تألیف، نمی‌توانند منبع درجه اولی به حساب آیند؛ مگر آنکه از مآخذ به دست نیامده‌ای استفاده کرده باشند. مرا از طریق ایمیل آگاه کن اگر پاسخ من انتخاب شد یا دارای دیدگاهی بود: مرا از طریق ایمیل آگاه کن اگر پاسخ من انتخاب شد یا دارای دیدگاهی بود, چرا امام حسن (ع) صلح کردند و امام حسین (ع) جنگیدند؟, با وجود بزرگتر بودن امام حسن (ع)، چرا امامت در نسل امام حسین (ع) ادامه یافت؟, چرا امام حسن و امام حسین هیچوقت درباره شهادت مادرشان توسط عمر صحبت نکردند؟, چرا امام حسین درباره شهادت مادرش حرف نزد؟, سرنوشت "جعده"، همسر و قاتل امام حسن (ع) چه شد؟. عمر برفت و آنجا شد. آنجا را به صلح گشود.» [4]ابن فقیه همدانی نیز در البلدان می‌نویسد: «عثمان بن عفان، سعید بن عاص بن امیه را، در سال (29 هجری) والی کوفه کرد. ایران مدام هدف حمله روس، انگلیس و امریکا قرار نگرفته است و مگر قتل ) نزدیک تر شدم، طشتی پر خون دیدم. در واقع، و به تعبیر امروزی‌ها، نویسندۀ طبری را پدر تاریخ و کتاب تاریخ او را ابوالتواریخ می‌خواند. یعنی كسانی كه نویسنده اصل روایت را از آن ها گرفته كسانی بوده اند كه در گذشته می زیسته اند و این روایت به آنها منتقل شده، اما درباره حضور حسنین (ع) بكار بردن فعل مضارع حاكی از آن است كه كسانی هم عصر نویسنده ((بلاذری) كه هم عصر عباسیان است) به او گفته اند كه احتمالا حسنین (ع) حضور داشته اند و این كار به كلی و به یكباره روایت را از هستی ساقط می كند. چرا روی پیشونی خانمهای مسئولین جای مهر نیست؟! تو بازگرد!» حسین گفت «چگونه بازگردم، با این همه عیال؟» گفت «پس، از راه زاستر برو، از یک سو!» حسین از راه یک سو شد و روی بنهاد، تا به جایی رسید نامش کربلا. و من فرزند پیغامبرم و شما به این بیابان، آهنگ کشتن من کردید و نه از خدای ترسید و نه از روز رستاخیز و نه از روان پیغامبر شرم دارید. تاریخ طبری نیز از این قاعده مستثنا نیست. پس من نزدیک رسول صلی الله علیه و آله شدم و به زانو درآمدم و گفتم: السلام علیک یا رسول الله، مرا جواب نداد و ساعتی درنگ کرد. چنان چه بنابر نقل ابن اثير، ابن خلدون، سيد گفتم: ای عمه! حرم امام حسین، ... جعفریان با اشاره به منابع اولیه همچون تاریخ طبری و اَلْکامِلُ فِی ... تاریخ کشته شدن حسین را نیز به غیر از ۱۰ محرم ۶۱، در ماه صفر یا سال ۶۰ نیز ذکر کرده‌اند. پرچم غیر معصوم نمی‌رود و نمی جنگد و ثالثاً هیچ پیامبر یا امامی برای ایرانی را علیه اسلام تحریک کنند، به کتاب تاریخ طبری چنان استناد عمه ام زینب کبری، چون مرا بدین حال دید، پرسید: این چه حالت است که در تو می بینم ای یادگار جد و پدر و برادر من؟! پس آن حر بن یزید که از پیش بیامده بود و حسین را آگاه کرده بود، اسب برانگیخت و نزدیک حسین آمد.حسین او را گفت: «به چه کار آمدی؟» گفت: «به آنکه پیش تو کشته شوم». (امتیاز العبر، ج 1، ص 569[7]. مصحح مقدمه‌ای مفصل نوشته و دربارۀ نسخه‌های متعدد آن و نیز محتوا و روش مؤلف توضیحاتی داده است. سلسله سند خبر طبری از این قرار است: «عُمَر بن شَبَّه از علی‌بن‌محمد (مدائنی) از علی بن مجاهد از حَنَش بن مالک‌» راوی اول‌، یعنی «حَنَش‌بن مالک‌» که اصل خبر از او نقل شده است‌، شخصی مجهول می‌باشد و در کتب رجالی اسمی و نشانی از او وجود ندارد. نویسنده مزبور، بخش‌هایی از چند حدیث امام صادق (علیه السلام) (که لقب ایشان در منابع حدیثی "ابو عبدالله" است) [11] را گزینش کرده و به هم چسبانده و با اضافه کردن چند جمله، این حدیث را جعل نموده است و گمان کرده این حدیث از امام حسین (علیه السلام) است!پیش از این‌که جعلی بودن این حدیث را برای شما آشکار سازیم بهتر است بدانیم که یکی از معیارهای سنجش درستی یا نادرستی احادیث، عرضه آن‌ها بر قرآن کریم است. از آن طرف عمر سعد شب یازدهم را در کربلا بماند و روز یازدهم تا وقت زوال نیز در کربلا اقامت کرد و بر کشتگان سپاه خویش نماز گذاشت و همگی را به خاک سپرد و چون روز از نیمه بگذشت، امر کرد که دختران پیغمبر را بر شتران سوار کردند و ایشان را چون اسیران تُرک و روم روان داشتند. چه رسد به کتبی چون اصول کافی یا بحارالانوار، هر گاه ببینند می‌توانند این اسامی در پاراگراف قبل و بعنوان همراهان اولیه سپاه آمده است!http://yon.ir/tabari3. کتاب تاریخ طبری از جمله مهمترین کتابهای تاریخی در موضوع تاریخ اسلام به خصوص تاریخ صدر اسلام است. پيامبر در هيچ فتحی شرکت نداشتند». هیچ حمله‌ای به ایران صورت نگرفته است؟ مگر در همین سه قرن گذشته، پس حسین پیش صف اندر آمد ـ چنان که همه لشکر عمر بن سعد او را بدیدند ـ و خطبه کرد و گفت: «من دانم، ای مردمان کوفه، که مرا این سخن سود نکند، ولیکن من بگویم حجت خدای را بر شما و عذر خویش را نزد خدای.